بیت های سوخته

متن مرتبط با «سحر» در سایت بیت های سوخته نوشته شده است

به خواب غفلت اگر مانده ام سحرها را

  • نیلوبلاگ

    مناجات با خدابه خواب غفلت اگر مانده ام سحرها راولی صدا زده ای عبد بی سر و پا رابیا همین شب اول بگو که بخشیدیبیا همین شب اول قبول کن ما راگناه پشتِ گناه آمد و زمینم زدچنان که برده ز یادم مسیر دریا رابه گریه ی سحری کاش عادتم بدهیکمی به من بچشان لذت تماشا رااسیر غفلتم و مرگ رفته از یادمبگو چه کار کنم قبر و هول آنجا رابه آبروی علی... آبروی ما نرودبه زیر پرچم اوئیم صبحِ فردا رابه عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویماگر علی بزند پای نامه امضا رابه غیر روضه به جایی نمی برم راهیرها نمی کنم این تکیه گاه و مأوا ...

    ادامه مطلب
  • شب تا به سحر زدند من را

  • نیلوبلاگ

    دیدی چٍقدَر زدند من را؟ در کلّ سفر زدند من راهر وقت شکست چوبٍ نیزهبا تیر و سپر زدند من رابابا، جلوی رباب عمداًبا تیرِ سه پر زدند من رادارم اثری ز تازیانهبر کتف و کمر... زدند من رایک زجر بسم نبود انگارهفتاد نفر زدند من راما بعد تو خواب هم نداریمشب تا به سحر زدند من رادور و بر ما شلوغ کردنددر بین گذر زدند من راپهلوم شکست لحظه ای کهبر کوبه ی در زدند من راصد بار به سنگِ روی دیواربا صورت و سر زدند من رادیدند یتیمم و اسیرمدختر وَ پسر زدند من راگهگاه برام گریه کردندبا دیده ی تر زدند من رابدجور دلم شکست...

    ادامه مطلب
  • ما را بس است این نمک سفره ی غمت

  • نیلوبلاگ

    هر چند زار و زرد و زمین گیر میxa0 شود نوکر به پای روضه ی تو پیر می شود با تو سرش همیشه بلند است یا حسین بی تو میان خلق چه تحقیر می شود ما را بس است این نمک سفره ی غمت نوکر کنار سفره ی تو سیر می شود من بی تو زود می روم از دست یا حسین دنیا بدون یار نفس گیر می شود امشب برای ما شب قدر است یا حسین امشب زیارت همه تقدیر می شود امضای کربلای مرا زودتر بزن دارد زیارت نجفم دیر می شود حیف از تنت که نقش زمین می شود حسین طعمه برای نیزه و شمشیر می شود تیر می خوری زمین و حرم می خورد زمین آن وقت هر سگ نجسی شیر م...

    ادامه مطلب