بیت های سوخته

متن مرتبط با «در مکتب ما» در سایت بیت های سوخته نوشته شده است

مرگ را در لحظه مردن بغل خواهم گرفت

  • نیلوبلاگ

    مناجات و گریز به روضه حضرت علی اصغر علیه السلامتا گناه آمد زمینم زد، دلم را غم گرفتمادری از راه آمد، دست من را هم گرفتروزگاری چشم هایم زمزمی از اشک بوداز دو چشمم اشک را، این معصیت کم کم گرفتتوبه ام توبه نشد، اما تو راهم داده ایبین خوبان خدا، چشم تو من را هم گرفتمطمئنم آدم از گریه به جایی می رسداشک ارثی بود که ذریه ی آدم گرفتمن به شوق دیدن روی تو ای حسن تماممرگ را در لحظه ی مردن بغل خواهم گرفتدست شستم از همه دنیا و دل بستم به تودست عباس آمد و روی سرم پرچم گرفتگم نخواهد کرد راه بندگی را هر کسییک ن...

    ادامه مطلب
  • عاقبت خواهرت انگشت نما شد، بد شد

  • نیلوبلاگ

    شعر روضه حضرت ابالفضل علیه السلامتاسوعای محرم ۱۴٠۳زبان حال حضرت زینب(س) بعدِ تو خیمه ی ما غرق عزا شد، بد شدکمر شاه که از داغ تو تا شد، بد شدلشکر نیزه و شمشیر و عصا ریخت سرتاز تنت دست جدا... دست جدا شد، بد شدبین ابروی تو را فاصله انداخت عمودفرقت ای ماه بنی عشق دو تا شد، بد شدشاهِ تنها شده بعد از تو، زمین گیر شد ووسط گودی گودال چه ها شد... بد شدشمر فهمید که عباس ندارم... شر شدقائله دور و بر خیمه به پا شد، بد شدرفتی و بعد تو ای سرو دل آرا، به حرمپای شمر و شبث و حرمله وا شد، بد شداحترامم سر جا بود و...

    ادامه مطلب
  • حساب کن پدر او چقدر جا خورده

  • نیلوبلاگ

    نوشته اند مقاتل که بی هوا خوردهنوشته اند میان سر و صدا خوردهنوشته اند که تیرش خطا نمی رفتهنوشته اند اثر کرده هر کجا خوردهگلوی اصغر و قلب رباب و جان پدرسه شعبه آمده و ناگهان سه جا خوردهو با حساب قد و قامت علی اصغر سه شعبه نه، که سه تا زخمِ نیزه را خوردهنوشته اند میان کلام آقا زدحساب کن پدر او چقدر جا خوردهچه کرد با تن شش ماهه اش نمی دانمفقط بدان همه دیدند، بچه تا خوردهحساب کن دو سه تا قطره آب هم بس بودبرای طفلکِ عطشانِ شیر ناخوردهیکی به روی عبا، این یکی به زیر عباغم حسین گره با دو تا عبا خوردهـــ...

    ادامه مطلب
  • به خواب غفلت اگر مانده ام سحرها را

  • نیلوبلاگ

    مناجات با خدابه خواب غفلت اگر مانده ام سحرها راولی صدا زده ای عبد بی سر و پا رابیا همین شب اول بگو که بخشیدیبیا همین شب اول قبول کن ما راگناه پشتِ گناه آمد و زمینم زدچنان که برده ز یادم مسیر دریا رابه گریه ی سحری کاش عادتم بدهیکمی به من بچشان لذت تماشا رااسیر غفلتم و مرگ رفته از یادمبگو چه کار کنم قبر و هول آنجا رابه آبروی علی... آبروی ما نرودبه زیر پرچم اوئیم صبحِ فردا رابه عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویماگر علی بزند پای نامه امضا رابه غیر روضه به جایی نمی برم راهیرها نمی کنم این تکیه گاه و مأوا ...

    ادامه مطلب
  • دست ما پیش کسی جز تو نمی گردد دراز

  • نیلوبلاگ

    شعر مناجات با امام حسین(ع)ما در این درگاه دنبال مقامی نیستیمما پی چیزی به غیر از این غلامی نیستیمبا تو ما را می شناسند ای کریم مهربانبی تو ما نزد کسی اصلا گرامی نیستیمما کبوترهای جلد کنج باب القبله ایمخاک درگاهیم ما، دنبال بامی نیستیمدست ما پیش کسی جز تو نمی گردد درازدر گدائی پخته ایم و غرق خامی نیستیماز ازل مُهر غلامی علی بر ما زدندما به جز نام علی دنبال نامی نیستیماین دهه یاد لبت ما آب کمتر خورده ایماین دهه ناآشنا با تشنه کامی نیستیمعاقبت از روضه ی روز دهم دق می کنیمدر رفاقت با تو اهل بی مرامی...

    ادامه مطلب
  • رسید فصل بهار و بهار ما نرسید

  • نیلوبلاگ

    مناجات با امام زمان عجدر آغاز سال جدیدــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرسید فصل بهار و بهار ما نرسیدبهار عمر گذشت و نگار ما نرسیدکجاست مرهم غم های بی شمار علیدوای زخم دل داغدار ما نرسیدبه شوق دیدن رویش به صبح خیره شدیمچقدر خیره شدیم و سوار ما نرسیدکجاست نور امید نجات این عالمکجاست صبر و قراری، قرار ما نرسیدچقدر چله گرفتیم تا ببینیمشولی به منزل مقصود بار ما نرسیدهزار حرف مگو بین سینه بود و کسیبه داد این دل بیمار و زار ما نرسیدچقدر گریه نوشتیم پای غربت اوچقدر گریه نوشتیم... یار ما...

    ادامه مطلب
  • دائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگو

  • نیلوبلاگ

    شعر مناجات با امام زمان عجو گریز به روضه سیدالشهدا علیه السلامبی سر و سامانم ای محبوب، سامانم بدهتو سر و سامان به این حال پریشانم بدهدائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگودرد دادی خب بیا این بار درمانم بدهباطنا کور است چشمم که نمی بینم تو راآی خورشید سحر، نوری به چشمانم بدهاین گناه افتاده به جانم، نجاتم میدهی؟؟ چشم پاکی مثل چشمان شهیدانم بدهزود می لرزد دلم وقت گناه و معصیتیا اباصالح خودت قوت به ایمانم بدهاز کنار اسم تو ساده گذشتم، عفو کنبا همین یابن الحسن، چشمان گریانم بدهمن همیشه روزی اشکی فراوان ...

    ادامه مطلب
  • کنج خانه پدری پیر تو را می خواند

  • نیلوبلاگ

    مناجات با امام زمان(عج) و گریز به روضهعصر هر جمعه ی دلگیر، تو را می خوانددم به دم کوچه ی تقدیر تو را می خواندمادری چشم به راه است بیایی از راهکنج خانه پدری پیر تو را می خواندندبه ها اشک شد و از تو نیامد خبریقطره ی اشک سرازیر تو را می خواندعالمی منتظر جلوه ی مولایی توستهر نفس قبضه ی شمشیر تو را می خواندننگ بر ما چو ببندیم به غیر از تو امیدصبح و شب عرصه ی تدبیر تو را می خواندیازده قرن گذشت از غم تنهایی تودل وامانده ی ما دیر تو را می خواندمادری پشت در خانه صدایت می کردمادری خسته... زمین گیر تو را م...

    ادامه مطلب
  • من جز تو در این شهر خریدار ندارم

  • نیلوبلاگ

    مناجات با خداگریز به روضه حضرت عباس علیه السلامبیدارم و اما دل بیدار ندارمدر توشه به جز این دل بیمار ندارمگفتی که بیا توبه کن و بنده ی من باشصد حیف که من گوش بدهکار ندارمصد بار به رویم در این خانه گشودیاما من بیچاره به تو کار ندارماین چشم خطاکار شده مایه ی خجلتدر روضه دگر چشم گهربار ندارماین بار ضرر کن، بخر این عبد گدا رامن جز تو در این شهر، خریدار ندارممن در دو جهان دل به علی داده ام و بسجز با علی و آل علی کار ندارممی سوزم از این سوز که سربار حسینمسربار شدم، همت عیّار ندارممی سوزم از این روضه ک...

    ادامه مطلب
  • عزیزمانی تو ...

  • نیلوبلاگ

    شعر مناجات با امام زمان عجل الله فرجهو گریز به روضه حضرت زینب علیها السلامچقدر منتظر و بی قرارمانی توشبیه ابر بهاری ز مهربانی توحضور گرم تو احساس می شود دائمهمیشه و همه جا در کنارمانی توبگیر دست مرا تا به آسمان برسممنم که اهل زمینم، وَ آسمانی توکریمی و همه جا حرف این کرامت هاستخدا کند که مرا هم زِ در نرانی توسه شنبه های توسل، میان زائرهاگمان کنم که در این صحن جمکرانی تودعای پشت سر ما دعای وتر شماستشبیه فاطمه در فکر نوکرانی توچه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارمخوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی ت...

    ادامه مطلب
  • هر کس ادب کرده به تو تاج سر ماست

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۹ - 2:54 - وحید محمدی - شعر ابتدای جلسهمناجات با امام حسین علیه السلامو گریز ب...

    ادامه مطلب
  • چیزی از پیکر نمانده

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۹ - 4:30 - وحید محمدی - شعر روضه دفن شهدای کربلاتن ها به روی خاک مانده، سر نما...

    ادامه مطلب
  • علی بن اربابمان آمده

  • نیلوبلاگ

    به نام علی و خدای علیفقط می نویسم برای علیمنم در دو عالم گدای علیسر و جان و روحم فدای علیسپردم دلم را به مولا علیبگو یا علی یا علی یا علیدوباره تب و تابمان آمدهببین نور مهتابمان آمدهببین درّ نایابمان ...

    ادامه مطلب
  • ندبه های جمعه را هی خواب می مانم ...

  • نیلوبلاگ

    شعر مناجات با امام زمان(عج)خواستم نزدیک تر باشم به آقایم نشدتا بگیرم دامن لطف تو مولایم نشدخواستم از معصیت دوری کنم، آدم شومبند ها را وا کنم از دست و پاهایم نشدندبه های جمعه را هی خواب می مانم ببخشسر ...

    ادامه مطلب
  • مادر ما بیمار است ...

  • نیلوبلاگ

    چند روزی شده که مادر ما بیمار استبین بستر بدن بی رمقش تب دار استخواب در پلک ترش نیست، خودم دیدم کهسر شب تا سحر از درد کمر بیدار استرنگ در چهره ندارد، به جز آن جای کبودروی زرد است و پر از غصه و حالش زا...

    ادامه مطلب
  • چقدر زود می روی

  • نیلوبلاگ

    شعر روضه از زبان مولا در وداع با حضرت زهرا سلام الله علیها ای کوثر علی چِقَدَر زود می رویبال و پر علی چقدر زود می روی بعد از نبی دلم به تو خوش بود فاطمههم سنگر علی چقدر زود می روی ای تکیه گاه زندگی حی...

    ادامه مطلب
  • دل از این ماه دل آرام بریدن سخت است ...

  • نیلوبلاگ

    شعر شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها از غم هجر پدر ناله کشیدن سخت استطعنه از حرمله و شمر شنیدن سخت است چقدر بر تن تو زخم بیابان ماندهمن بمیرم، به روی خار دویدن سخت است چقدر جسم شما آب شده بی بی جانغل و زنجیر به دنبال کشیدن سخت است چشم تار تو شده علت افتادن هانیمه شب باشد و تاریک، ندیدن سخت است تو که از عمر کمت خیر ند...

    ادامه مطلب
  • یادمان هست همینجا کفنت را بردند

  • نیلوبلاگ

    گرچه غمدیده و بی تاب ولی برگشتم من به خاک غمت امروز معطر گشتم من چهل روز فقط همسفر شمر شدم من چهل روز فقط همقدم سر گشتم هر کجا صحبت آزار شد و کعب نی ای سپر دخترکان تو برادر گشتم چشم عباس به دور، آه نمی دیدی کاش من چهل روز پی چادر و معجر گشتم چشم واکن که ببینی قد زینب تا شد خیز از جا و ببین هم قد مادر گشتم xa0 نظر لطف ...

    ادامه مطلب
  • هر مادری که ام ابیها نمی شود

  • نیلوبلاگ

    باران شروع شد، همه جا را صدا گرفتپس کوچه های قلب محمد صفا گرفتنوری وزید در وسط کوچه های شهرعطری شبیه سیب بهشت خدا گرفتگل کرد روی فاطمه بر روی مصطفیجبریل روی دستِ قنوتش دعا گرفتآرامشی به وسعت دریای ماد...

    ادامه مطلب
  • دارد تمام عرش خدا می خورد زمین

  • نیلوبلاگ

    و الشّمر جالسٌ نفس انبیا گرفت خورشید تیره گشت و دوباره هوا گرفت دارد تمام عرش خدا می خورد زمین xa0و الشمر جالسٌ همه عالم عزا گرفت xa0والشمر جالسٌ همه جا زیر و رو شده xa0خنجر به روی حنجر آقای ما گرفت xa0و الشم...

    ادامه مطلب