
مناجات با خدا و گریز به روضهحضرت زینب سلام الله علیـــهادوباره آمده ام، گرچه دیر برگشتمولی شبیه گدا سر به زیر برگشتمبه صد امید به سوی تو روی آوردمبه سوی خانه ی نعم الامیر برگشتمشدم ذلیل گناهم، خودم پشیمانمببین شکسته و زار و حقیر برگشتمگرفت دست مرا دست مهربانی توبه دستگیری تو یا مجیر برگشتمز باب لطف تو رفتم ولی غلط کردمپر از گناه صغیر و کبیر برگشتمگناه بال و پرم را شکسته مولا جانشدم دوباره زمین گیر، گیر برگشتماگرچه پیش تو احساس فقر بی معناستولی دوباره به سویت فقیر برگشتمعطش دوباره لبم را ترک ترک ...
ادامه مطلب
به نام علی و خدای علیفقط می نویسم برای علیمنم در دو عالم گدای علیسر و جان و روحم فدای علیسپردم دلم را به مولا علیبگو یا علی یا علی یا علیدوباره تب و تابمان آمدهببین نور مهتابمان آمدهببین درّ نایابمان ...
ادامه مطلب
من آمده ام با دل بی تاب، ببخشی بر خشکی چشمم ز کرم آب ببخشی من آمده ام تا به دلم نور بپاشی جریان به دل مرده ی مرداب ببخشی با روی سیه آمده ام نیمه ی شب تا بر رویِ سیه جلوه ی مهتاب ببخشی من دست به دامان خود فاطمه هستم اینبار مرا بلکه از این باب من منتظر برگ برات عتباتم ای کاش به من گوهر نایاب ببخشی من آمده ام یاد لب یار بمیرم ای کاش مرا اشک غم ناب ببخشی هر روز به یاد لب او آب نخوردم بلکه به لب تشنه ی ارباب ببخشی ای کاش مرا نیز به آن طفل که انگار از خنده لشکر شده بد خواب ببخشی وحید محمدی...
ادامه مطلب